خرید بک لینک

ولکام تو مای بلاگ... فردا میرم عکس پیدا کنم که قالب درست کنم برای وب همین... . . . . .

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 16:51

خاببالان یه چیز عجیب دیدم که دهنم از تعجب باز موند....مربوط به وبلاگه webloog بود..... باورم نمی شد یه روز یکی از بلاگای بلاگفا رو اینقد قشنگ ببینم...چند وقت دیگه هیجده سالم تموم میشه بعد میرم همراه بانک نصب می کنم تا بعد سفارش قالب بدم....از الان دارم براش برنامه ریزی میکنم که چه شکلی باشه...حقیقتا یه خورده ذوق زدم...تا وقتی که برم سفارش بدم یکم روی وب کار میکنم...باید چنتا همکار پیدا کنم برای گردوندن وب... کسایی که توی هر کدوم از موضوعات مهارت داشته باشن...اما چند وقت دیگه امتحانای پایان ترم شروع میشه و کسی نیست....همممم....یکمی هم باید پول جمع کنم برا دامنه.... ارزون ترینشو تلاش میکنم بگیرم... #من_خسیسمباید یه وب روزمرگی دیگه بزنم... خیلی وقت بود دبم اینجوری خالی نشده بود....آخیشششش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 16:51

Gjbfhbi h hv hbhvjgdhfznvhctdjtzgxjgxktsjrajfzjtsjrsjrsjrsjrsjrajrsjrsjrsjrsirsjrsjrsjsjrsjrsjskgsjg. Ycydkg kyckhckhychlcky ykckyciycky ybvgu giffuu fjfif it if itifud ufu ururur ur ru. U i uuff uu f uf udjit if i figfifuf ruiririt if uf. If ti fif ififif if

.

N

Hbbb

Bhmh.b

Hb

Hg

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 16:51


دانلود آهنگ

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 7 فروردين 1399 ساعت: 11:01

تاکی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟ ای تیر غمت را دل عشاق نشانه جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد در میکده رهبانم و در صومعه عابد گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه روزی که برفتند حریفان پی هر کار زاهد سوی مسجدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:29

آیاتی حکیمانه از قرآن کریماگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، او را از ترس خدا خاشع و متلاشی شده می دیدی. حشر آیه ۲۱ ***************************ما انسان را آفریدیم و وسوسه هاى نفس او را مى دانیم، و ما از شاهرگ (او) به او نزديكتريم ! ق آیه ۱۶ ***************************بسا چیزى را ناخوش داشته باشید كه آن به سود شماست و بسا چیزى را دوست داشته باشید كه به زیان شماست، و خدا مى داند و شما نمى دادامه مطلب

برچسب: گلچيني,زيباترين,آيات,قرآن, نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 1:09

تو بارون که رفتیشبم زیر و رو شدیه بغض شکستهرفیق گلوم شدتو بارون که رفتیدل باغچه پژمردتمام وجودمتوی آینه خط خوردهنوز وقتی بارونتو کوچه میبارهدلم غصه دارهدلم بی قرارهنه شب عاشقانه استنه رویا قشنگهدلم بی تو خونهدلم بی تو تنگه یه شب زیر بارون که چشمم به راههمی بینم که کوچه پره نور ماههتو ماه منی که تو بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:36

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرابیا بنویسیم روی آب روی برگ روی دفتر موج رو دریابیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه سمثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه سبا هم میشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیستاوج هر صدای عاشقه که شکستنی نیستبا صدا میام همه جا تو رو می نویسمروی آیینه گریه هام گونه های خیسماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:36

زخمی تر از همیشه از درد دل سپردنسرخورده بودم از عشق در انتظار مردنبا قامتی شکسته از کوله بار غربتدر جستجوی مرهم راهی شدم زیارترفتم برای گریه رفتم برای فریادمرهم مراد من بود کعبه تو رو به من دادای از خدا رسیده ای که تمام عشقیدر جسم خالی من روح کلام عشقیای که همه شفایی در عین بی ریاییپیش تو مثل کاهم تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:36

آدم سایه ی خود به کجا فراریه
آخه این چه زندگی این چه روزگاریه
اون که می داد فریبم چو فرینده سراب
کرده او خونه خرابم
خونه اشک با اضطراب

قصه عشق و وفا یه دروغ، یه دروغ
مهربونی ای خدا، یه دروغ، یه دروغ

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 20:36

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنیها رو، تو هم هرگز نپرسیدی شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری چه قصهی محقری، چه اول و چه آخری ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایهها هستیم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 18:08

خدا بی نهایت است و لامکان وبی زماناما بقدر فهم تو کوچک میشودو بقدر نیاز تو فرود می آیدو بقدر آرزوی تو گسترده میشودو بقدر ایمان تو کارگشا میشودو به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشودو به قدر دل امیدواران گرم میشودیتیمان را پدر می شود و مادربی برادران را برادر می شودبی همسرماندگان را همسر میشودعقیمان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 18:08

پیرمردی مفلس و برگشته بخت - روزگاری داشت نا هموار و سخت هم پسر، هم دخترش بیمار بود - هم بلای فقرو هم تیمار بود این دوا می خواستی آن یک پزشک - این غذایش آه بودی آن سرشک این عسل می خواست آن یک شوربا - این لحافش پاره بود آن یک قبا روزها می رفت بر بازارو کوی - نان طلب می کردو می بردآبروی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس اکبری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 18:08

صفحه بندی